دانشگاه آزا اسلامی واحد محلات
خلاصه ی
« تاریخِ تَمَدُّن ِاسلام »
( بررسی هایی چند در فرهنگ و علوم عقلی اسلامی )
نوشته: دکتر علی اصغر حَلَبی
خلاصه شده زیر نظر :
استاد دکتر محمود آبادی
به کوشش داشجویان کارشناسی ارشد رشته ی تاریخ ورودی 85
خرداد ماه 1386
فهرست صفحه
- پیشگفتار ...................................................................................................................................................... 3
- ترجمه و تفسیر قرآن مجید .............................................................................................................................4
- نقل و ترجمه علوم یونانی ................................................................................................................................9
- فلسفه و کلام ..................................................................................................................................................12
- علوم طبیعی و اقسام آن : .................................................................................................................................19
- هنر های زیبا .................................................................................................................................................32
- تاریخ و جغرافی ............................................................................................................................................39
- تصوف و عرفان .............................................................................................................................................50
- مدارس و مراکز علمی در اسلام .....................................................................................................................59
- سیاست ..........................................................................................................................................................65
- ضمایم :
- خلاصه کارنامه اسلام ..................................................................................................
پیشگفتار تنظیم کننده
تاریخ حکایت طولانی انسان هاست 0 داستان گذر بشریت از مرزهای حیوانیت تا برپا کردن تمدن های بزرگ 0 انسان ها در نسل های پی درپی ، حاصل دست رنج گذشتگان خود را توسعه دادند و به پیش رفتند 0 هر قومی بر ویرانه های اقوام پیشین مستقر شدند و هر یک گمان بردند که عالی ترین محصول همه تاریخ شده اند 0 پس از چندی غفلت ها و غرورها ، آنها را هم در خود گرفت 0 از اصلاح مداوم خود غافل شدند و به خوش گذرانی و بی خبری روزگار گذراندند 0نتیجه آن شد که بلایای آسمانی و زمینی از همه سو آنها را احاطه کرد و تمام هستی شان را نابود ساخت 0 اما آنچه بر جای ماند ، دستاوردهای تمام بشریت بود که خواه نا خواه ،از هر قومی به قومی دیگر منتقل می شد تمدن ها از پی هم ظاهر شدند و به مرورو درطی قرن ها ، هنر و معماری وعلوم و دیگر دستاوردهای انسانی را گسترش دادند 0 انسان این موجود پیچیده ، گاه فجایع فراوان به بار آورد و گاه عالی ترین نمونه های انسانیت را به پیشگاه تاریخ معرفی نمود . و یکی از نمونه های بارز تمدن تمدن بشریت بر اساس تعالیم اسلامی ، تمدن اسلام می باشد که به قول و گفته دکتر حلبی تمدن اسلام به پنهای سرزمینهای اسلامی معنا پیدا می کند و این یعنی که تمام مسلمانان در گسترش و توسعه فرهنگ و تمدن اسلام نقش داشته اند و یکی از ملتهایی که به جد می توان گفت بیشترین نقش را در احیاء تمدن اسلامی داشتند ایرانیان بودند ایرانی که از نام و نسب و خانواده گذشتند و خود را موالی خوانند و بر اساس فرمایش استاد بزرگوارم جناب آقای دکتر محمود آبادی" خیلی از اسامی که در دوره امویان یا عباسیان می بینیم عربی است در واقع ایرانی های موالی شده هستند که اسمشان را تغییر دادند " ، و این خدمات ارزنده به دین جدیدشان ( اسلام ) در قرون سوم تا نیمه پنجم هجری نمودند .
اما هدف از جمع آوری این مجموعه بر اساس پیشنهاد استاد بزرگوارمان جناب آقای دکتر محمود آبادی مقرر گردید . که هر فصل از کتاب ارزنده دکتر حلبی را دو نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد رشته ی تاریخ ورودی سال 1385 برای ترم دوم در درس: نقد و بررسی تاریخ تمدن اسلام ، خلاصه نمایند و در کلاس با استفاده و بهره از سایر منابع تاریخ تمدن اسلام ارائه نمایند و این حقیر نیز استادم مرا مورد لطف قرار دادند تا در جمع آوری کلی این مجموعه انجام وظیفه نمایم . امیدوارم که مورد استفاده قرار گیرد .
محمد حاجیانی
دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ
بوشهر خرداد 1386
(در مقدمه اشاره به این نکات)
این فصل شامل الف) 1- مقدمه، مقدمه فصل شامل این مباحث 1- اهمیت علم و دانش در آیات الهی و سخن پیامبر(ص)
2- اسباب عمده آشنایی اعراب و مسلمانان با علوم مختلف
3- حاملان تمدن اسلامی چه کسانی بودند؟
در ارتباط با مقدمه این فصل ذکر 4 نکتهی مهم از کارنامه اسلام دکتر زرین کوب لازم به نظر می رسد. (از ص 48 تا 51)
1- ترجمه و نقل علوم یونانی بوسیله اهل ذمه- خاصه نصارا و مجوس انجام شد که بر خلاف اعراب به – اقتضای معیشت و تربیت با السنه دیگر آشنا بودند.
2- فلسفه یونانی بیشتر به اهتمام سریانیها به عربی نقل شده (بیت الحکمه مامون که نوعی آکادمی و دارالترجمه بشمار میآمد با کتابخانه مفصل و رصدخانههایی که داشت در نقل علوم یونانی نقش قابل ملاحظهیی ایفاء کرد که اعضای آن بیشتر سریانیها بودند که عربی و یونانی میدانستند.
3- ترجمه و استفاده از کتب و آثار ایرانیان: بویژه در منطق، حکمت عملی و نجوم و احترام اطبای جندی شاپوری دربار اموی دمشق و نام مترجمان مهمی چون عبدالله بن مقفع و نوبخت و علیبن زیاد و ترجمه آثار پهلوی به عربی.
4- اشتباه صرف است. اگر کسی سهم مسلمین را به همین نقل و ترجمه مختصر کند، گرچه این نقل و ترجمهها راه تحقیق و ابتکار را بر مسلمین گشود اما علماء اسلام ........ از خود چیزهایی بسیار بر مواریث هند و یونان و فرس (ایران) افزودند.
1- اهمیت علم و دانش: بسیاری از آیات الهی و احادیث معصومان مثلاً پیامبر(ص) دعوت مردم به کسب علم و دانش و طلب آگاهی است و پیامبر از این جهت با اغلب مصلحان دینی تفاوت نمایانی داشت.
مثلاً این سخن از پیامبر(ص): «هر کس به راهی برود که به کسب علمی بینجامد، خدا برای او راهی به سوی بهشت میگشاید.»
2- در واقع، همین توصیهها و تشویق موکدی که اسلام در توجه به علم و حکمت و احترام به علماء و دانشمندان میکرد، از اسباب عمده آشنایی اعراب با علوم یونانی، سریانی و ایرانی بود.
3- حاملان این تمدن اسلامی نیز صددرصد مسلمانان نبودند، مسیحیان و یهودیان نیز مساعدتهای شایان به آن، در سطوح عالی عقلی، به ویژه در زمینههای طب و علم کردند. بطوریکه مثلاً غزالی آرایش منظم کتاب عظیم خود، احیاء علوم الدین را از روی نمونه آرایشی که در یکی از کتابهای طبی یک پزشک و متکلم مسیحی به نام ابن بطلان یافته بود، بنا نهاد.
هم چنین در مدارک و مآخذ علمی و ادبی عرب، اسامی بسیاری از دانشمندان دایره المعارفی و جامع الاطراف غیر مسلمان نیز به چشم میخورد و این همه نشان دهنده آزادی عقیده و مجال بحث و نظر در مباحث اسلامی و تحقیق در فرهنگ آن است.
ب) متن فصل اول: 1- دلایل نیاز به تفسیر (3 مورد)
2- مفسران قرآن چند گروه بودند؟ 4 گروه (سیوطی) و 2 گروه مفسران صحابی ، مفسران تابعی
3- تعریف علم تفسیر
4- مبادی تفسیر
5- غرض از تحصیل علم تفسیر
6- فائده علم تفسیر
7- موضوع علم تفسیر
8- مراحل و سیر تفسیر قرآن مجید 1- تا اواخر قرن اول هجری (تفسیر را شفاهاً نقل میکردند). 2- تدوین تفسیر(مجاهد و عبدالله بن عباس) 3- در عصر اول عباسی(132 تا 232 ه.ق) 4- تفسیر به شیوه متداول 5- در عصر دوم عباسی(232 تا 334 ه. ق) طبری (جامع البیان فی تفسیر القرآن) و2 ویژگی آن. 6- تفاسیر و مفسر آن بزرگ اسلامی 5+3 (شیعه).
9- علوم قرآنی دیگر (علوم قرآنی دیگر)
1- دلایل نیاز به تفسیر:
قرآن به زبان عربی نازل شد و چون بزبان عربی بود و بنابر اسلوب بلاغت آنها بود، نیازی به تفسیر و تاویل در ابتدا نبود. 2) این آیات در احوالی نازل شد که قرائن، فهم آنها را آسان میکرد. 3) هرگاه چیزی برای آنان مشکل میشد از پیامبر میپرسیدند و او «مجمل» آن را بیان میکرد و «ناسخ» را از «منسوخ» میشناسانید و اصحاب آنرا حفظ میکردند و آنرا در میان خود نقل میکردند و کسانی که پس از ایشان میآمدند یعنی «تابعین» و «تابعین تابعین» به ترتیب از یکدیگر فرا میگرفتند.
اما به دلیل 1- گسترش اسلام به خارج از عربستان و در میان مردمان غیر عرب 2- نیاز به احکام در حکومت اسلامی (با تشکیل حکومت اسلامی) و قرآن که مصدر استنباط آن احکام بود. 3- با رحلت پیامبر(ص).نیاز به تفسیر به وضوح پدیدار گشت.
2- (مفسران قرآن چند گروه بودند) (سیوطی که درباره مفسران کتابی مستقل نوشته، گوید مفسران 4 گروه بودند): 1- صحابه و تابعین و اتباع تابعین 2- مفسران محدث (کسانی که تفسیر قرآن را با استناد به احادیث تصنیف کردهاند) 3- باقی مفسران که از اهل سنتاند و تاویل را به تفسیر ضمیمه ساختهاند. 4- مفسران مبتدعه مانند معتزله و شیعه و همانند آنها (زمخشری- رمانی- جبانی).– (مفسران صحابی، خلفای اربعه که از میان آنها بیشترین تفسیر) قرآن از حضرت علی(ع) روایت شده است، ابن مسعود، ابن عباس، زیدبن ثابت، ابوموسی اشعری، عبدالله بن عمر، عبدالله بن زبیر، انیس بن مالک، ابوهریره، جابر و...
ابن مسعود میگوید که علی(ع) گفت «قرآن بر حرف هفت نازل شد و هیچ حرفی از آن نیست که ظاهری و باطنی نداشته باشد، و علی کسی است که ظاهر و باطن قرآن هر دو پیش او بود»
2- مفسران تابعی، از مفسران تابعی دو گروه بیشتر شهرت دارند: اصحاب ابن عباس که اغلب علمای مکه هستند یکی مجاهد بن جبر مکی (شافعی و بخاری بر تفسیر او اعتماد کردهاند)، سعید بن جبیر و مکرمه غلام ابن عباس، طاوس بن کیسان الیمانی...
2- اصحاب ابن مسعود که غالباً علمای کوفه هستند، علقمه بنت قیس، اسود بن یزید، ابراهیم نخعی و شعبی بیشتر شهرت دارند.
3- تعریف علم تفسیر: (علمی است که از معنی نظم قرآن به حسب طاقت بشری، و به حسب آنچه قواعد عربیت اقتضاء میکند، بحث میکند»
4- مبادی تفسیر: «عبارت است از علوم عربیه، اصول کلام، اصول فقه و علم جدل و علوم گوناگون دیگر.
5- غرض از تحصیل این علم: عبارت است از شناخت معانی نظم قرآن و استنباط- احکام آن است.
6- فائده این علم: عبارت است از توانایی یافتن بر استنباط احکام شرعی بروجه صحیح.
7- موضوع آن: کلام خدای تعالی است که منبع و معدن هر حکمت و فضیلتی است.
8- مراحل سیر تفسیر قرآن:
1- تا اواخر قرن اول هجری تفسیر را شفاهاً نقل میکردند.
2- تدوین تفسیر: اولین کسیکه تفسیر را تدوین نمود، مجاهد بود که به سال 104 ه.ق درگذشت ولی در «دارالکتب المصریه» چند نسخه از تفسیر قرآن پیدا شده است که به عبدالله بن عباس، پسر عموی پیامبر(ص) منسوب است. اما تفسیر مجاهد در دست نیست و احتمال دادهاند که این همان تفسیر ابن عباس باشد که مجاهد آن را روایت کرده است.
3- در عصر اول عباسی (132 تا 232 ه.ق) در تفسیر قرآن مجید چیز قابل ذکری به وجود نیآمد، اما فنون و علومی که تفسیر دقیق قرآن بدان نیازمند بود رواج و پختگی نسبتاً کاملی پیدا کرد. و تفسیر چون رشد یافت به شاخههای گوناگون تقسیم شد که صاحب مفتاح السعاده از آنها یاد میکند و میگوید که علوم تفسیر متجاوز از هفتاد (70) علم بوده.
4- تفسیر به شیوه متداول: رفته رفته با پیدا شدن علوم گوناگون صرف و نحو، حدیث، علم اخبار و کلام و فلسفه چنان شد که هرکس تفسیری درباره قرآن مینوشت؛ بر اساس فنی که بر طبع او غالب بود و در آن تبحر یافته بود؛ در حالیکه واجب این بود که عقیده تابع قرآن باشد نه قرآن تابع عقیده و حرفه اشخاص.
5- در عصر دوم عباسی (232 تا 334ه.ق) تفسیر ابوجعفر محمد بن جریر الطبری (وفات 310ه) به نام «جامع البیان فی تفسیر القرآن» و مولف، اقوال صحابه و تابعین را در آن گردآورده، 2 امتیاز آن اینست که 1 : طبری ترجیح یک قول را بر قول دیگر بیان میکند 2 گذشته از تفسیر حاوی بسیاری از فوائد تاریخی، ادبی، لغوی و جز آن است.
6- «تفاسیر و مفسران بزرگ قرآنی»: 1- مفاتیح الغیب (تفسیر کبیر) امام فخر رازی، به شیوهای منطقی که در ذیل توضیح آن خواهد آمد.2- تفسیر صدرالمتالهین، محمد بن ابراهیم شیرازی، تخصص در فلسفه 3- الصافی فی تفسیر القرآن، فیض کاشانی- با اتکاء به روایات اهل بیت 4- تفسیر المنار «از اول قرآن تا آیه 52، سوره یوسف) از محمد رشید رضا، محدث و متفکر معروف مقیم مصر (از اهالی طرابلس شام و از مدیران شیخ محمد عبده) 5- الجواهر فی تفسیر القرآن کریم، از طنطاوی- تفسیری جدید از قرآن مانند امام فخر رازی در تفسیر از علوم عقلی (تجربی) زمانه استمداد کرده، از ادبای مصری و اساتید مصر، مرد سیاسی و هواخواه نهضت ملی در مصر.
(تفاسیر شیعه: 1- تفسیر علی بن ابراهیم قمی از مشایخ کلینی.
2- تفسیر عیاشی از مشایخ کلینی
3- تفسیر المیزان، علامه محمد حسین طباطبائی در 20 مجلد که بسیار دقیق و معتبر است.)
«امام فخر رازی» در 25 رمضان 4-543 بدنیا آمد، خاندان او نسب خود را به ابوبکر، خلیفه اول میرسانیدهاند. (نام کامل او ابوعبدالله محمد بن عمر بن حسین رازی) معروف به «ابن الخطیب» و «فخر رازی» - فخر رازی مذهب شافعی داشت او روابط دوستانهای با سلاطین غوری در هرات داشت و غیاث الدین غوری در هرات مدرسهیی، در نزدیکی مسجد جامع برای او ساخت و او در آنجا به وعظ و تدریس میپرداخت و با کرامیه (که به تجسیم یعنی جسمانی بودن خدا معتقد بودند) به مناظره پرداخت که باعث اخراج او از هرات و آمدن به خراسان در زمان سلطان محمد خوارزمشاهی 616 ه.ق پسر تکش شد که از احترام بسیاری در نزد سلطان محمد برخوردار گردید.
ویژگی تفسیر فخر رازی: 1
1- برخلاف بسیاری از مفسران سابق میکوشید به شیوهیی منطقی ارتباط هر آیهیی را با آیههای ماقبل و مابعد بیان کند.
2- بنابر عادت خود در برابر هر مسالهیی که پیش مینهد عقاید مختلف مفسران را با دلایل متنوع آنها ذکر میکند.
3- از خلقیات علمی امام فخر این بود که گفتههای پیشینیان را انتقاد میکرد و هر مسالهیی را که از آن بزرگان مطرح میکرد بر آن خرده میگرفت. هر چند در ایراد و اعتراض کوشا بود، به اثبات چندان علاقهیی نداشت و به همین جهت مشهور شده بود که میگفتند «اعتراضات امام نقد و پاسخهای او نسیه است).
4- میتوان یقین کرد که چون اهل عقل بوده، بسیاری اوقات از خواندن تفاسیر شیعه متاثر گشته و بر خلاف عقاید اشاعره سخن گفته(شیعه در اصول عقاید به معتزله نزدیکتر است تا به اشاعره).
1- از دیگر تفاسیر بزرگ اسلامی و مفسران: 1- تفسیر کشاف از علامه جارالله ابوالقاسم محمود بن عمر الزمخشری. 2- تفسیر بیضاوی از شیخ الاسلام ناصرالدین ابوالخیر عبدالله عمر شیرازی شافعی از فقیهان معروف و از مردم بیضای فارس. در عهد اتابکان فارس که قاضی شیراز شد، و پس از آن قاضی القضاه تبریز شد و سرانجام به سال 685 در تبریز وفات ساخت و از جمله آثار او در تاریخ فارسی نظام التواریخ است.
3- تفسیر جامع البیان و مجمع البیان: از شیخ طبرسی، فقیه و محدث بزرگ ایرانی. نسبتش را برخی طبرسی (منسوب به طبرستان) و برخی طبرسی (منسوب به تفرش) دانستهاند.
9- علوم قرآنی دیگر:
1- قرائت و علوم آن: مسلمانان در قرائت برخی از آیات اختلاف کردند، و از اینجا بود که قرائت های هفتگانه پدید آمد
1- علم الشواء. 2- علم مخارج الحروف. 3- مخارج الالفاظ. 4- وقوف 5- علل قرآن 6- کتابت قرآن 7- آداب کتابت مصحف. در طول تاریخ اسلام درباره هر یک از این علوم قواعدی وضع و کتابهایی نوشته شده است.
2- نحو- (وضع و ضبط قواعد آن علم، عاملی که آنان را به وضع و ضبط قواعد آن علم برانگیخت، مواردی بود از لحن یا قرائت غلط قرآن که از سوی مردم میدیدند به ویژه پس از فتوحات اسلام و انتشار تازیان در آفاق.
3- ادب و علوم مربوط به آن- علم نحو در تایید قواعد خود به شناخت کلام عرب و اسلوبهای آن نیازمند بود. و چون مسلمانان به تفسیر قرآن پرداختند به ضبط معانی الفاظ و فهم شیوههای تعبیرات آن محتاج شدند، و همین نیاز مسلمین را به بحث در اسالیب بیان تازیان و شناخت اقوال و اشعار و امثال ایشان برانگیخت، و همین کار علم ادب را به وجود آورد، علوم مربوط به آن که خود متجاوز از بیست علم است مانند نحو و صرف و اشتقاق و معانی و بیان، بدیع، عروض و جز آنها که سبب عمده در ظهور همه آنها وجود قرآن مجید بوده است.
4- حدیث- حدیث عبارت از قول و فعل و تقریر پیامبر اکرم(ص) (و برای شیعه، معصومین) است. و مسلمانان در تفسیر قرآن، گذشته از علوم یاد شده، به فهم حدیث نیز احتیاج داشتند زیرا هرگاه فهم آیهیی بر آنها مشکل میشد و یا در تفسیر و فهم حکمی از احکام آن اختلاف میکردند، در روشن ساختن آن از سخنان پیامبر و معصوم کمک میگرفتند. و چون صحابه پس از فتوح در روی زمین پراکنده شدند،... احادیث نیز متفرق و پراکنده شد. پس جماعتی از اهل قریحه و ذوق به جمع و تدوین آنها پرداختند. علوم متعلق به حدیث مانند شرح حدیث، ناسخ و منسوخ و رموز و غرائب لغات آن و تلفیق آنها، و نیز احوال راویان...
5- فقه. فقه در لغت، فهم و دریافت عمیق است، و در اصطلاح عالمان دین، علم استدلالی به احکام شرعی و تکالیف دینی است. اسلام دولتی عظیم و پهناور گشت، و امرای این دولت محتاج اصول و قواعدی شدند تا به وسیله آنها میان رعیتهای خویش در احوال شخصیه و معاملات مدنی داوری و حکم بکنند. در این راه اعتمادشان بر قرآن و حدیث بود، و از روی آن شریعت و احکام آن را استنباط کردند، که این خود «فقه» بود و از فروع آن نیز علم نظر، مناظره و جدل، فرائض شروط، قضاء، تشریع و فتاوی و مانند آنها را نام میتوان برد.
6- اصول فقه. اصول فقه، علم به قواعدی است که به واسطه آن قواعد، به فقه یا احکام شرعی میتوان دست یافت و یا آنها را استنباط کرد. در این علم از دو چیز بحث میکنند 1- ادله 2- احکام عمدهترین ادله یا قواعد علم اصول فقه، دلایل چهارگانه است: 1- کتاب (قرآن مجید) 2- سنت (قول و فعل و تقریر معصوم)، 3- اجماع (یعنی یک سخن و همداستان شدن علمای دین در یک حکم فقهی که در کتاب و سنت نصّی برای آن یافت نشود. (البته شیعه اجماع را دلیل مستقل نمیشمارند و میگویند: اجماع وقتی حجت است که کاشف از قول معصوم باشد)، 4- عقل (یعنی احکام و ادراکات جزیی عقل، مانند نیکی عدالت و زشتی ظلم). اهل سنت، قیاس را به جای عقل معتبر میشمارند.
مقصود از احکام نیز مباحثی است که در علم اصول فقه مانند واجبات، مستحبات، محرمات مکروهات و مباحات بحث میکند.